شيخ ذبيح الله محلاتى

201

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

با لشكر جالوت مقابل شدند آنهائى كه آب آشاميده بودند گفته‌اند ( لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ ) و آن جماعت قليله كه نياشاميده بودند گفته‌اند ( رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ ) و قصه او بنا بر نقل صاحب ناسخ چنان بود كه جالوت طول قامت او شش ذراع يك شبر بود و خودى و جوشنى از مس داشت كه وزن جوشنش پنج هزار مثقال بود كه هر مثقالى در بيت المقدس بيست دانك است و مطابق وزن مثقال فعلى هر مثقالى سه مثقال دو دانگ مىشود و دو چكمه از مس درست كرده بود كه تا زانوى او را مىپوشيد و دامان مغفرش كه از مس بود از كتفش مىگذشت و سنان نيزه‌اش ششصد مثقال قدس بود خلاصه چون صلاح جنگ دربر مىكرد مانند پارهء كوهى از آهن و مس مىنمود و بر فيل سوار مىشد و مردي از پيش روى او سپرش را مىكشيد بنى إسرائيل چون آن هيكل عجيب را ديدند كه با هشتصد هزار مرد جنگى مهياى حرب مىباشند و جالوت در پيش صف فرياد مىزند كه هان اى مردمان طالوت اگر شما را آن توانائى هست كه با من مصاف دهيد اينك بميدان آئيد چون مرا از ميان برگيريد اهل فلسطين شما را باشد از سخنان جالوت دلهاى بنى إسرائيل طپيدن گرفت و فزع شديد در ميان ايشان افتاد هيچ‌كس را نيروى آن نبود كه قدمى پيش گذارد همگى خروش برآوردند و گفته‌اند ( لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَ جُنُودِهِ ) مدتى از طرفين صفها راست مىشد و احدى جرأت ميدان جالوت نمىكرد و مقرر است كه سه پسر از ايسى كه پدر داود باشد در ميان بنى إسرائيل به خدمت طالوت بودند و چون داود اندك‌سال بود او را پدرش براى شبانى گوسفندان نگاه داشت چون كار حرب بدراز كشيد پدر داود گفت اى داود برادران تو در حربگاه بتلخى معيشت